انرژی و درمان

در دنیای متافیزیک، همه چیز غریب و ناشناخته است لاجرم برای توصیف این ناشناخته ها از واژه ها و مفاهیم شناخته شده استفاده می شود به این ترتیب نام انرژی نیز به پدیده ای اتلاق شده است که در دنیای فیزیک شاید نتوان تعریف شناخته شده ای از آن ارائه کرد.

همراه با واژه انرژی مفاهیمی چون گرما، جریان، پتانسیل، شدت، جذب، دفع، رنگ، طعم، بو، اثر گذاری و ... به ذهن متبادر می شود. انرژی را می توان مهار کرد؛ به کنترل درآورد و در آن تغییر شکل و خاصیت داد. شاید بتوان انرژی را به آهن ربا شبه دانست اگر چه تفاوت فراوانی میان این دو وجود دارد.

هرگاه واژه درمان در کنار واژه دیگری قرار می گیرد دو مفهوم در ذهن نقش می بندد؛ یکی بیمار و دیگری بیماری. در اینجا ترجیح می دهیم از واژه درمانجو به جای بیمار و از مشکل به جای بیماری استفاده کنیم علت این تغییر نام کاهش بار منفی واژه های بیمار و بیماریست.

درمانجو  فردیست که در جسم، احساس، روان و یا ذهنش اختلالی ایجاد شده باشد و این اختلال چه از ناحیه درون باشد و چه از ناحیه بیرون، فرد را از حالت طبیعی خارج می کند و به بي‌نظمی مي کشاند.

مشکل اختلالی است که فرد را درگیر می کند؛ مشکل باعث تفاوت درمانجو با سایرین در جامعه می شود و رنج آور و ناراحت کننده است. مثال: هرگاه در جمعي همه از چشمهايشان اشك بريزد و يك نفر اينطور نباشد فردي كه اشك نمي‌ريزد درمانجوست.

در پزشكي رايج در رابطه با دو مورد بالا از طريق شرح حال، معاينه، عكس رايولوژي، آزمايش و ... تشخيص و درمان انجام می پذیرد.

درمانجو از دیدگاه انرژی درمانی... (فلسفه شعور)

از دیدگاه انرژی درمانی درمانجو و مشکل نسبت مستقیمی با هم دارند و از یکدیگر جدا نمی شوند. آنچه در اینجا مطرح است بحث فلسفه شعور است.

در اين فلسفه برای انرژي انسان 2 نوع شعور قائل اند. یکی شعور کل و دیگری شعور عضو.

شعور کل به این معنی است که انرژي انسان به واسطه فضل پروردگار توانمندی ویژه ای  در ایجاد و برقراری نظم ،  هارمونی و ارتباط میان دنیای درون و بیرون، جسم و روان و کلیه اعضای بدنش را داراست.  این نظم فراگیر، حیات او را به عنوان مخلوقی مستقل و توانمند مفهوم می بخشد.

شعور عضو  نظم و هارمونی مربوط به یک عضو خاص است.

در صورت اختلال در هر یک از این دو شعور به صورت مستقل و یا هر دو با هم، فرد، درمانجو تلقی می شود. اختلال می تواند دورنی مثلا به واسطه  اختلالات هورمونی، نشخوارهای ذهنی، اضطراب، وسواس و ... باشد و یا به واسطه عوامل بیرونی مانند حادثه ها، شکستگی ها، شوکها و ....  در هر صورت فرد از حالت تعادل خارج و عدم تعادل که همان مشکل است به سراغش آمده است.

هارمونی چگونه تحقق می یابد؟

از دیدگاه انرژی درمانی تمامی این نظامها، ارتباطات و نظم خارق العاده آنها - که هارمونی نامیده می شود -  توسط  مراکزی متافیزیکی به نام چاکرا و كانالهاي ارتباطي بين آنها به نام نادی ها انجام می‌گیرد و البته هاله ها نيز در این ارتباطات بي تأثير نيستند. اگر چه ممکن است شما قادر به دیدن هاله، چاکرا یا نادی ها نباشید اما کسانیکه قادر به دیدن و یا لمس آنها هستند بر وجودشان صحه می گذارند.

چاکراها، نادی ها و هاله ها

چاکراها مراکز و  يا مخازن قیفی شکل متافیزیکی، حساس و  برقرار کننده هارمونی انرژي در بدن هستند. چاکراها نقش حیاتی در ایجاد هارمونی را بر عهده دارند و بدیهی است هر گونه اختلال در این مراکز منجر به بی نظمی می شود.

 چاکراها دائما در حال چرخش هستند گاهی، در جهت عقربه های ساعت و گاهی در جهت مخالف عقربه های ساعت. در بدن هر انسانی 14 چاکرای اصلی، 21 چاکرای فرعی و بین 1400 تا 14000 ریز چاکرا وجود دارد كه شكل و چرخش اين چاكراها سلامتي فرد و چاكرا را نشان مي‌دهد مانند قطر دهانه و ارتفاع آنها.

هر یک از چاکراهای اصلی دارای خواص ویژه اند ولی در عین حال با یکدیگر مرتبط اند. این مراکز تامین کننده حیات آدمی اند و در صورت دستکاری شدن و به هم ریختگی - حتی اگر  این آشفتگی در چاکراهای فرعی باشد -  می تواند  تحدیدی بر سلامت جسم و روان فرد باشد. اما این چاکراها خاصیت دیگری نیز دارند و آن اینکه در صورت برخورد صحیح با آنها و تمرینات مناسب، انسان می تواند به استعدادهای متافیزیکی و فیزیکی خارق العاده ای دست یابد.

نادی ها کانال ارتباطی بین چاکراهای اصلی، فرعی و ریزچاکراها هستند. نادی ها تمامی این مراکز را به یکدیگر مرتبط می کنند تا جریان آزاد انرژی حیاتی در بدن امکان پذیر شود.

هاله ها توده های متراکمی از انرژی اند که به شکل تخم مرغ وارونه دور بدن انسان را احاطه کرده اند این توده ها به صورت لایه لایه است و هر لایه رنگ مخصوصی دارد. قطر، شکل، غلظت، کدر بودن  یا شفاف بودن، رنگ و ترکیب لایه های هاله همگی نمایانگر وضعیت جسمانی، روانی، احساسی و ذهنی انسان است و سوراخ شدن هاله، فرورفتگی و یا برآمدگی بیش از حد هاله نشان دهنده عدم تعادل لازم است. با مشاهده رنگهای هاله میتوانیم اطلاعات مهمی درباره سلامت جسمی و روانی و ... فرد کسب کنیم یک هاله سالم دارای رنگهای شفاف و درخشان است. هر گونه اختلال در هاله ها نمایانگر وجود مشکل و یا آمادگی پذیرش مشکل و آسیب است.

انرژی درمانی در تعریفی کوتاه

 " انرژی درمانی علم ایجاد نظم  و تصحيح نقص شعوري انرژي در درمانجو و ايجاد نظم در چاکراها، نادیها و هاله هاست. "

جدیدترین مطالب

پربازدیدترین مطالب

درباره ما

روش انرژی درمانی اسلامی از سال 1355 توسط اساتید مجربی چون جناب آقای محمدعلی قانع و سیدعلی حسینی طباطبائی ابداع و با بهره گیری از علوم اسلامی، علوم غریبه، عرفان عملی و علوم روز متافیزیکی و فیزیکی ، به سبکی تبدیل شد که آن را انرژی درمانی عنقاء می نامیم. در حال حاضر تنها مدرس این سبک از انرژی درمانی استاد علیرضا ریاضی می باشد.